درحال پخش: ماجرای تکان دهنده نگارش کتاب آشت
توضیحات:  ... خوابی دیدم که توجه مرا به این موضوع جلب نمود . تقریبا جنگ به پایان رسیده بود و من هم به شهر باز می گشتم . همان شب خواب دیدم که قیامت شده است و یکی یکی دارند به حسابها رسیدگی می کنند . هنوز چند نفر جلوی من بودند که با خود فکر می کردم حالا اگر نوبت به من برسد چگونه می خواهند در مورد من قضاوت نمایند. از همان اول که انقلاب شد در جریان کارها بودم و حتی از 8 سالگی پدرم رساله امام(ره) را به دستم داده بود. 14-13 ساله که بودم، پدرم متن اعلامیه ها را به من می داد و من می نوشتم و می گفت خط شما بچه ها کودکانه است و کسی متوجه نمی شود که اعلامیه ها از کجا آمده اند. در تمام راهپیمائی ها و تظاهرات شرکت می کردم. 17 ساله بودم که به جبهه جنگ رفتم و تقریبا تمام مدت خط مقدم بودم. پنج بار روی مین رفتم و هیچ وقت هم منفجر نشد. با خود این فکرها را می کردم و می گفتم که خوب من یک جوان 25 ساله هستم که اگر بخواهند به حسابم رسیدگی کنند از چیزی فرو گذار نکرده ام. در همین فکرها بودم که نوبت به من رسید. با خود گفتم حتما مرا به بهشت خواهند فرستاد. ناگهان گفتند تو جهنمی هستی ...!
برچسب ها:  آشتی  استادشجاعی  شجاعی  امام  زمان  
اضافه شده در:  ۰۶ مرداد ۱۳۸۹    مشاهده ها:  (1080)    
(100%) (2امتیاز)

کلوپ   فیس بوک   twitter   friendfeed   Yahoo Messenger   Gmail   Google Reader     RSS





      
  پاسخهای فیلمها (0)
اولین کسی باشید که به این فیلم پاسخ می دهید!
ابتدا باید، با نام کاربری خودتان وارد سایت شوید


  متن نظرات  (1 از 1)
توسط: globalman
تاريخ: 30-07-10
امتیاز: 0

گزارش این نظر به مدیر  |   پاسخ به این نظر  |  
Thumbs Up Thumbs Down
Thumbs Up Thumbs Down


فوق العاده است



  ارسال یک نظر جدید


globalman

pic
نوع فعالیت



فیلم های مرتبط




 

Powered by PHPmotion - Free Video Script